لسان الملك سپهر

410

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مسلمان شد ، و بعد از او ابو حذيفه كه مهشم نام داشت و او پسر عتبة بن ربيعة بن عبد شمس بن عبد مناف است اسلام آورد . و بعد از او واقد بن عبد اللّه بن عبد مناف بن عويم بن تغلبة « 1 » بن يربوع بن حنظلة بن ملك بن زيد مناة بن تميم كه حليف بنى عدىّ بن كعب بود ، اسلام آورد ؛ و بعد از او خالد و عامر و عاقل و اياس كه هر چهار پسران بكير بن عبد ياليل بن ناشب بن عيره از قبيله بنى سعد بن ليث بن بكر بن عبد مناة بن كنانه كه از حلفاى بنى عدىّ بن كعب بودند مسلمان شدند ، و بعد از ايشان عمّار بن ياسر حليف بنى مخزوم بن يقظه اسلام آورد و بعد از او صهيب بن سنان از قبيلهء نمر بن قاسط حليف بنى تيم بن مرّه اسلام آورد ؛ و صهيب ، غلام عبد اللّه بن جدعان بود و او را از روم اسير آورده بودند و رسول خداى در حقّ او فرمود : صهيب سابق الرّوم و از پس ايشان كار اسلام روشن گشت ؛ و دعوت آن حضرت آشكار شد . چنان كه مرقوم خواهد شد ان شاء اللّه . نامهء پيغمبر به قيصر « 2 » در سال پانزدهم سلطنت او [ هراقليوس ] ، محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله نامه به دو نوشت : من محمّد رسول اللّه الى هرقل عظيم الرّوم بسم اللّه الرّحمن الرّحيم يا ايّها النّاس انّى رسول اللّه اليكم جميعا الّذى له ملك السّماوات و الارض لا إله الّا هو يحيى و يميت و هو حىّ لا يموت بيده الخير و هو على كلّ شيء قدير السّلام على من اتّبع الهدى اسلم تسلم من عذاب اللّه يوم القيامة و لك الجنّة و ان لم تسلم فانّى ادّيت الرّسالة . همانا هراقليوس [ هراكليوس ] را مردم عرب معرّب نموده ، هرقل خوانند . بالجمله چون اين نامه به هراقليوس رسيد ، جواب نامه بنوشت ، امّا در نامه اظهار اسلام نفرمود و از آن روز دولت او پستى همىگرفت و ممالك او هر روز به دست

--> ( 1 ) . سيرت رسول اللّه : عرين بن ثعلبه ( 2 ) . برابر صفحه 568 چاپ سنگى جلد دوم از كتاب اول .